رضا قليخان هدايت

1287

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در مرثيهء امير ابراهيم از خون او چو روى زمين لعل‌فام شد * روى وفا سيه شد و روى اميد زرد تيغش بخواست خورد همى خون مرگ را * مرگ از نهيب خويش مر آن شاه را بخورد 325 عمادى شهريارى اسمش عماد الدّين و مداح عماد الدولهء ديلمى بود بعضى نوشته‌اند كه غزنويست و بعضى آن را ديگرى و پسر مختارى دانند و در باب عمادى اقوال مختلف بسيار است آنچه جمع ما بين الخلاف است در عهد ديالمه و سلاجقه بوده و انورى و حسن غزنوى او را مدح نموده گويند پنج هزار بيت ديوان دارد اين اشعار ازو منتخب شد . من اشعاره هركو دو بيت بر بهم آرد چه بايدش * كز لطف تو چو من شرف جاودان برد از صد هزار طفل كه شان رد كند پدر * سيمرغ زال را بسوى آشيان برد در سينهء عدوى تو كينت بتر بود * زان گربه‌يى كه شيشه‌گر اندر دكان بود * * * هوا ز انسان خنك شد كز جنان حورا همىگويد * خنك آنكو در اين سرما مقام اندر سقر دارد فرشته‌اييست براين بام لاجورد اندود * كه پيش آرزوى عاشقان كشد ديوار